صفحه آسان آپشن

  • alireza
  • 22 January 2025
  • سرمایه گذاری
تصویر مقاله
تخصص واقعی در برابر توهم تخصص: نگاهی از دیدگاه نسیم طالب

در کتاب قوی سیاه، نسیم نیکولاس طالب مفاهیمی را مطرح می‌کند که چالش‌های بزرگی برای نگاه سنتی به تخصص و دانش ایجاد می‌کند. او در بخشی از این کتاب با عنوان "مسئله تخصص" یا "تراژدی توهم متخصص" به بررسی این موضوع می‌پردازد که چرا برخی از مشاغل واقعاً تخصصی هستند و چرا برخی دیگر صرفاً به عنوان "تخصص" شناخته می‌شوند، اما در واقع چندان قابل اعتماد نیستند. این مقاله به تشریح دیدگاه طالب درباره تخصص واقعی و پوشالی، ویژگی‌های هر دسته، و پیامدهای اجتماعی و فردی اعتماد به این انواع از تخصص می‌پردازد.

 

تعریف تخصص از دیدگاه طالب

نسیم طالب معتقد است که مفهوم تخصص نباید به‌طور یکسان برای همه مشاغل و حرفه‌ها به کار رود. او معتقد است که باید میان دو دسته از متخصصان تمایز قائل شویم:

  1. کارشناسان واقعی (True Experts): این افراد مهارت‌های خود را از طریق تجربه عملی و مواجهه با مشکلات واقعی به دست آورده‌اند و نتایج کار آن‌ها در دنیای واقعی قابل مشاهده و ارزیابی است.

  2. کارشناسان پوشالی (Pseudo-Experts): این دسته شامل افرادی است که دانش آن‌ها اغلب نظری و انتزاعی است و نمی‌توانند نتایج قابل اعتمادی در دنیای واقعی ارائه دهند.

این تمایز در دنیای امروز که به شدت تحت تأثیر تخصص‌گرایی قرار دارد، از اهمیت بالایی برخوردار است.

 

ویژگی‌های کارشناسان واقعی

کارشناسان واقعی به دلیل نتایج ملموس و قابل اندازه‌گیری کارشان، در دنیای واقعی اعتبار دارند. طالب ویژگی‌های زیر را برای این دسته از افراد برمی‌شمارد:

  1. تجربه عملی: دانش این افراد از طریق آزمون و خطا و تجربه‌های واقعی شکل گرفته است. به عنوان مثال، یک جراح پس از سال‌ها آموزش عملی و کار در اتاق عمل، مهارت خود را به دست می‌آورد.

  2. نتایج قابل ارزیابی: خروجی کار آن‌ها به‌طور مستقیم قابل مشاهده است. اگر یک جراح اشتباهی مرتکب شود، پیامد آن فوراً در سلامت بیمار مشاهده می‌شود.

  3. مسئولیت‌پذیری: این متخصصان به دلیل ملموس بودن نتایج کارشان، نمی‌توانند از اشتباهات خود فرار کنند. مثلاً اگر یک پل توسط مهندس سازه اشتباه طراحی شود و فرو بریزد، خطای او غیرقابل انکار است.

  4. فروتنی در برابر عدم قطعیت: کارشناسان واقعی معمولاً از محدودیت‌های دانش خود آگاه هستند و می‌دانند که نمی‌توان همه چیز را پیش‌بینی کرد.

نمونه‌ها:

  • جراحان

  • مکانیک‌ها

  • مهندسان سازه

  • خلبانان

 

ویژگی‌های کارشناسان پوشالی

طالب در مورد کارشناسان پوشالی که فقط توهم تخصص دارند انتقادهای جدی مطرح می‌کند. این دسته از افراد معمولاً با استفاده از مدل‌های نظری و تئوری‌های پیچیده، خود را متخصص معرفی می‌کنند، اما در عمل نمی‌توانند نتایج مفیدی ارائه دهند.

  1. خروجی غیرملموس: کار آن‌ها به‌گونه‌ای است که موفقیت یا شکست آن به سختی قابل اندازه‌گیری است. به عنوان مثال، یک اقتصاددان ممکن است بحران مالی را پیش‌بینی نکند، اما بعداً آن را با دلایلی توجیه کند.

  2. اعتماد به مدل‌های انتزاعی: این افراد اغلب به مدل‌هایی تکیه می‌کنند که در دنیای واقعی کارایی ندارند. به عنوان مثال، مدل‌های اقتصادی که بر اساس توزیع نرمال طراحی شده‌اند، نمی‌توانند رویدادهای غیرمنتظره (قوی سیاه) را پیش‌بینی کنند.

  3. عدم مسئولیت‌پذیری: چون نتایج کارشان غیرملموس است، اگر اشتباهی کنند، می‌توانند آن را پنهان یا توجیه کنند.

  4. اعتماد بیش از حد به خود: این متخصصان معمولاً نسبت به محدودیت‌های دانش خود آگاه نیستند و ادعا می‌کنند که می‌توانند پیش‌بینی‌های دقیقی انجام دهند.

نمونه‌ها:

  • اقتصاددان‌ها

  • مشاوران مالی

  • روان‌شناسان نظری

  • تحلیل‌گران علوم اجتماعی

 

کارشناسان پوشالی در بازارهای مالی

نسیم طالب در بخش‌های مختلف کتاب خود به‌ویژه بر نقش کارشناسان پوشالی در بازارهای مالی تأکید می‌کند. این دسته از کارشناسان شامل افرادی مانند مشاوران سرمایه‌گذاری، تحلیل‌گران بازار، و مدیران صندوق‌های سرمایه‌گذاری هستند که معمولاً ادعا می‌کنند می‌توانند آینده‌ی بازارهای مالی را پیش‌بینی کنند.

  1. اعتماد به پیش‌بینی‌های غیرقابل اتکا: بسیاری از این افراد از مدل‌های مالی استفاده می‌کنند که بر فرضیات ساده‌سازی‌شده استوار است. این مدل‌ها اغلب قادر به درک و پیش‌بینی رویدادهای غیرمنتظره (مانند سقوط‌های شدید بازار یا بحران‌های مالی) نیستند. طالب این مدل‌ها را "فریب‌دهنده" می‌نامد.

  2. خطای روایتی در تحلیل‌ها: این کارشناسان معمولاً پس از وقوع یک رویداد مالی، به جای پذیرفتن اشتباه، آن را با روایت‌های جذاب و ظاهراً منطقی توجیه می‌کنند. به عنوان مثال، سقوط مالی سال 2008 با استفاده از عباراتی مانند "بحران اعتبار" یا "سیستم بیش از حد اهرمی" توضیح داده شد، در حالی که این توضیحات بیشتر جنبه‌ی پس‌نگرانه دارند و نمی‌توانند به پیش‌بینی بحران‌های مشابه کمک کنند.

  3. مشکل ناهماهنگی منافع: بسیاری از کارشناسان مالی، به جای ارائه توصیه‌های واقعی و مفید، بیشتر به دنبال منافع شخصی یا سازمانی خود هستند. آن‌ها ممکن است سرمایه‌گذاران را به انجام معاملاتی ترغیب کنند که به نفع کارمزد یا سود شرکت‌شان باشد، نه به نفع سرمایه‌گذار.

  4. اعتماد به مدل‌های تاریخی: یکی از انتقادات طالب این است که این متخصصان معمولاً به داده‌های گذشته برای پیش‌بینی آینده تکیه می‌کنند، در حالی که بازارهای مالی تحت تأثیر عدم قطعیت و تغییرات غیرقابل پیش‌بینی هستند.

طالب تأکید می‌کند که سرمایه‌گذاران باید نسبت به این نوع کارشناسان بسیار محتاط باشند و به جای اعتماد به پیش‌بینی‌های آن‌ها، به دنبال استراتژی‌هایی باشند که در برابر عدم قطعیت مقاوم باشند.

 

مسئله اعتماد به کارشناسان پوشالی

حالا تصور کنید کسی با کت و شلوار شیک و عینک گران‌قیمت میاد و میگه: "بازار رو دست من بسپار!" اما واقعیت اینه که خیلی وقت‌ها این افراد بیشتر شبیه پیشگوهایی هستن که از گوی بلورین استفاده می‌کنن تا یه تحلیلگر واقعی! مشکل اینجاست که ما ساده لوحانه به این "متخصصان" اعتماد می‌کنیم و وقتی اوضاع خراب میشه، تازه می‌فهمیم که همه اون حرف‌ها فقط یه مشت شعار قشنگ بوده. 😏

طالب معتقده که جامعه بیش از حد به کارشناسان پوشالی اعتماد می‌کنه و این اعتماد اشتباه می‌تونه پیامدهای جدی داشته باشه:

  1. اتخاذ تصمیمات غلط: وقتی سیاست‌گذاران یا مدیران از مشاوره کارشناسان پوشالی استفاده می‌کنن، ممکنه تصمیماتی بگیرن که بحران‌های جدی ایجاد کنه. بحران مالی 2008 نمونه بارز این مسئله‌ست.

  2. ترویج غرور تخصصی: کارشناسان پوشالی با ادعای داشتن دانش کامل، باعث می‌شن افراد عادی هم به اشتباه فکر کنن که همه چیز پیش‌بینی‌پذیره. انگار دنیا یه جدول ضرب ساده‌ست! 😅

  3. نادیده گرفتن عدم قطعیت: این متخصصان به دلیل اعتماد بیش از حد به مدل‌ها، نقش رویدادهای غیرمنتظره رو نادیده می‌گیرن. و وقتی بحران اتفاق می‌افته، انگار اصلاً تقصیر کسی نیست! 🤷

 

چگونه متخصصان واقعی را از پوشالی تشخیص دهیم؟

طالب پیشنهاد می‌کنه که برای شناسایی متخصصان واقعی از پوشالی، به این سوالات توجه کنیم:

  1. آیا نتایج کار اون‌ها ملموس و قابل مشاهده‌ست؟ اگه نمی‌شه موفقیت یا شکست کارشون رو به وضوح دید، باید محتاط باشیم.

  2. آیا تجربه عملی دارن؟ دانش واقعی معمولاً از طریق کار عملی و تجربه به دست میاد، نه فقط از پشت میز و کتاب خوندن.

  3. آیا مسئولیت‌پذیر هستن؟ متخصصان واقعی در برابر نتایج کار خودشون پاسخگو هستن. یعنی اگه اشتباه کنن، نمی‌تونن بهونه بیارن.

  4. آیا از محدودیت‌های خودشون آگاهن؟ فروتنی در برابر عدم قطعیت نشونه‌ای از تخصص واقعی‌ه. اگه کسی ادعا کرد همه چیز رو می‌دونه، شک کنین! 😏

 

پیامدهای فردی و اجتماعی

درک تفاوت بین این دو نوع تخصص می‌تونه تاثیرات گسترده‌ای بر زندگی فردی و اجتماعی داشته باشه:

  1. انتخاب بهتر متخصصان: اگه بتونیم متخصصان واقعی رو شناسایی کنیم، تصمیمات بهتری خواهیم گرفت و کمتر سرمون کلاه می‌ره! 😄

  2. کاهش خطرات ناشی از تصمیمات غلط: اعتماد کمتر به کارشناسان پوشالی می‌تونه از بحران‌های بزرگ جلوگیری کنه. تصور کنین اگه به جای اعتماد به این افراد، واقعاً از متخصصان واقعی کمک بگیریم، چقدر بهتر می‌شه.

  3. افزایش آگاهی عمومی: آگاه شدن از این تفاوت‌ها می‌تونه به ما کمک کنه که در برابر ادعاهای متخصصان پوشالی هوشیارتر باشیم و کمتر گول ظاهر شیک و حرفای قشنگ رو بخوریم. 😉

 

نتیجه‌گیری

نسیم طالب در کتاب قوی سیاه به ما یادآوری می‌کنه که تخصص واقعی از طریق تجربه عملی، نتایج ملموس، و فروتنی در برابر عدم قطعیت به دست میاد. از سوی دیگه، کارشناسان پوشالی با اتکا به مدل‌های نظری و اعتماد به نفس بی‌پایه، می‌تونن جامعه رو به سمت تصمیمات غلط سوق بدن. شناخت این تفاوت‌ها و انتخاب آگاهانه‌تر، می‌تونه ما رو از آسیب‌های ناشی از اعتماد به تخصص‌های پوشالی مصون نگه داره. پس دفعه بعد که کسی گفت "من متخصصم!"، یه لبخند بزنید و بگید: "جدی؟ اثبات کن!" 😄

 

نظرات کاربران:

    هنوز نظری برای این مقاله ثبت نشده است.

ارسال نظر :